my love♥
HoMe x eMaiL x Design x Profile
...نه هیچ نتی جای خالی صدات پر نمیکنه ادم هزار متر زیر خط فقر باشه یک میلیمتر زیر خط فهم نباشه...! عطـــــــــــــــــــــــــــــــــــر تــــنـتــــــــــــــــــــــــ روی پــــــــــــــیــــــــراهــــــــــــــنم مـــــــانده مـــــــــــی بـــویمــــــــــــــــــــش عــــــــــــــــــــمــــــــــیــــــــــق... عـــــــــمـــــــــــــیـــــــــــق.... + این جمله مخاطب خواص دارد + برایم مهم نیست که بهشتـی باشم یا جهنمـی! * * * واین است معنای عشق عشق بی طرفِ اون دوست داشتنه که باید دو طرفه باشه تا عشق به وجود بیاد لمس
کن کلماتی را که برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست ... تا
بدانی نبودنت آزارم می دهد ... لمس
کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان ... که
از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد ٬ لمس
کن گونه هایم را که خیس اشک است و پر شیار لمس
کن لحظه هایم را ... تویی
که نمی دانی من چگونه عاشقت هستم ٬ لمس
کن این با تو نبودن ها را ٬ لمس
کن
... ولی من فکر می کنم دوست داشتن قشنگ ترین شه... پس دوست دارم با دستانی که محکوم به نوشتنند تنهاییم ،دلتنگیم و سکوت سرد فاصله ها را برایت نقاشی کنم کاش می دانستی عشق چه رنگی دارد تا می توانستم از دلتنگی هایم با همان رنگ برایت بوم بسازم کاش می توانستی شب هنگام با بالهای شیشه ای خیالت تا رویاهای شکستنی خیالم پرواز کنی دستانم را بگیری و تا ته زمان با من سخن گویی کاش می دانستی هر شب در تکرار لحظه ها خسته از سکوتی بی انتها با ماه ، با ستاره از تو می گویم کاش می دانستی در نبودن هایت به جای
تو، برای شب بو ها قاصدکها و یاس های دلتنگ حیاط شعر می خوانم در انتظارت می مانم تا یخ های زمان ذوب شود تا پرستوها به پرواز در آیند پس فعلاً محکومم و محکوم یعنی دلباخته دچار و دچار یعنی عاشق از او پرسیدم عشق چیست؟ به فکر فرو رفت و گفت عاشق نبوده ام ... گفتم عشق راز است .... راز بین من و توست و بر ملا نمی شود .... هیچ وقت پایان نمی یابد . مگر به مرگ..... آه سردی کشید.... دیگر هیچ نگفت.... سرشو انداخت پائین و آروم از پیشم رفت.... هر کجا خنده به لب هایت نشست هر کجا از دوست حرفی گفته شد هر کجا شاخه گلی پژمرده شد ای عزیز من به یاد اور مرا من همیشه دوست میدارم تو را... عاشق
تنها حقیقت
دارد که تو میتوانی با دستهای من سلام سارای من میخواهم عاشق خودم
شوم
... میخواهم کمی خواب
نگاه خودم را ببینم و برای خودم شعر بسرایم
و به خود خودم هدیه اش کنم ... می خواهم به خودم
بهای بیشتری دهم
.. کنیز خودم شوم ..
کنیز دل خودم شوم
.. می خواهم ببارم باران
بوسه بر دلم .. وقتی گریه می کنم ..
با خودم مهربان شوم خودم .. سرشک غم از
گونه پاک کنم می خواهم عاشق خودم
شوم و خیره در نگاه خود
به روی دلم لبخند عاشقی زنم .. و بلند خودم را صدا
زنم
.. سارا سلام سارا از حال خود بگو سارا حالت همیشه خوش عزیز من سارا غم از نگاه تو به دور سارا کمی بخند فقط به خاطر من و دلم سارا عشق من .. کمی
بخند تو زنده ای هنوز گلم نومید نشی یه وقت من با تو ام همیشه تا
ابد تا آن زمان که نفس به
سینه هست با تو ام فقط یک شیشه سکوت با چند نخ بغض چقدر برام خوبه نوازش دستات وقتی دوست دارم می شینه رو لب هات چقدر برام خوبه شونه کردن موهات احساس خوشبختی معلومه از چشمات چقدر برام خوبه تنهام نمی ذاری بیشتر از خودم حتی معلومه دوسم داری چقدر برام خوبه فقط تورو دارم منم تورو هیچوقت تنها نمیذارم چقدر برام خوبه آرامش چشمات تسکین دردامه لبخنده رو لب هات وقتی که افسردم از تموم این دنیا هوامو داری ای قشنگ تر از رویا چقدر برام خوبه شنیدن حرفات وقتی دوست دارم می شینه رو لب هات احتیاجه دوست داشتن چه حس زیبایی چقدر برام خوبه این عشق رویایی چقدر برام خوبه عشقی که به من دادی خوشحالم از اینکه کنارم ایستادی فکر بی تو سر کردن جونمو می گیره جداشیم از هم عشق تو دنیا می میره "راستی خدا" دلم هوای
دیروز را کرده هوای روزهای
کودکی را دلم میخواهد
مثل دیروز قاصدکی بردارم آرزوهایم را
به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد ... دلم میخواهد دفتر مشقم را باز کنم و دوباره تمرین کنم الفبای زندگی
را میخواهم خط خطی کنم تمام آن روزهایی که دل شکستم و دلم را شکستند دلم میخواهد
این بار اگر گلی را دیدم آن را نچینم دلم میخواهد ... می شود باز
هم کودک شد؟؟؟؟ راستی خدا! دلم فردا
هوای امروز را می کند؟
يا بِـــه کُجا ميرَوی؛
مَن تُو رابِه هَر جَهَت دوست دارَم!
ادامه مطلب
ادامه مطلب
وقتی که صاحب
هر دو خانه
خـداونـد است
خدایا ...
جای سوره ای به نام " عشق " در قرآنت خالی ست ،..
که اینگونه آغاز میگردد
.
.
.
و قسم به روزی که قلبت را می شکنند
و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت !!!...
کاش می توا نستم
سه
تار قلم مو را بنوازی و نُتهای رنگ پریده را فیروزهای کنی
( باید
بسیار زیسته باشی که این همه از آسمان آکندهای)
حقیقت
دارد که من می توانم با شعر های تو
با
باران مشاعره کنم .. و بند نیایم
باید
بسیار گریسته باشم که این همه در واژه های تو غوطهورم)
تا
من بنفشه ها را میان شب های زمستان قسمت کنم ،
تو
یک خوشه انگور به صدایت تعارف کن
خطی
از شعرهایت را که بخوانی ،سال ، تحویل می شود
حقیقت
دارد که در حضور تو بودن .. همیشه از نبودن زیبا تر است
| Desiner: lady skin |


